خرید بک لینک

درباره سایت

راه رفتن

امکانات وب

بوی ماه مهر از راه میرسد.من با اینکه تابستونام تعطیلی ندارم و به اداره میرم ولی حس میکنم اول مهر یه فصل کاریه جدیده.همراه با باز شدن مدارس من نیز نو میشم و رخت نو می پوشم و راهی محل کارم می شوم.به امید اتفاقای نو در زندگی

برچسب: نویسنده: لیلا جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 0:04

تو محل کارم یه پسر بچه میاد گاهی وقتا که واکسیه.از اونجا که من همیشه کتونی می پوشیدم همیشه میومد میگفت خواهر کفاشاتو واکس بزنم منم میگفتم ببخشید کفشام اسپرته و احتیاجی به واکس نداره.دلم براش میسوخت سرشو مینداخت پایین و ناامید بیرون میرفت.یه روز که در زد و وارد اتاق شد اومد کفش همکارامو جمع کنه ببره واکس بزنه منم کفشامو دادم و گفتم کفشای منم احتیاج به واکس داره.چشماش برقی زد خوشحال از این اینکه یک

برچسب: روزمرگی, نویسنده: لیلا جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 0:04

مرد من...مهربانم....مخاطب عاشقانه های منزن نبوده ای ک بدانی دستهای مردانه ات ک در دستم باشد حکم تمام دنیارا برایم دارد...تابدانی شانه هایت محکمترین تکیه گاه من و آغوشت امن ترین پناه من است..من عاشق مردی شده ام ک درروزهای بارانی ام برای دلم چتر میگیرد..مرد رویایی من..بگذار هرچه میخواهد بشود...تاوقتی دستهای گرمت رادردست ونگاه مهربانت رادرچشهایم دارم ..خوشبختم....من عاشق مردی هستم ک زمین مانند او ندا

برچسب: نویسنده: لیلا جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 0:04

صفحه بندی